مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • تیموریان | تِیْموریان، عنوان خاندان حکومتگری که نزدیک به یک و‌ نیم سده از نیمۀ دوم سدۀ 8 تا آغاز دهۀ دوم سدۀ 10ق، بر ماوراءالنهر، ایران، افغانستان، عراق و شام فرمانروایی کردند.
  • ث | حرف پنجم از الفبای فارسی، چهارم از الفبای عربی و ابتثی، بیست و چهارم از الفبای ابجدی و چهاردهم از حروف جمل. در حساب ترتیبی معادل عدد 5 و در حساب جمل معادل عدد 500، مشهور به «ث» مثلث و «ثاء» مثلثه (ملامظفر، 7-8؛ آنندراج، نیز لغت‎نامه...، ذیل ث؛ نفیسی، ذیل ث و ثا؛ معین، 1/ 549).
  • ثابت بن ابراهيم صابی |
  • تئون | تِئون، نامی یونانی که در متون دوران اسلامی به صورتهای ثاون و ثائون و ثاؤن ضبط شده است. در جهان اسلام دست‌کم دو تن از فلاسفه و دانشمندان یونانی به این نام شناخته بوده‌اند:
  • ثابت بن اسلم بن عبدالوهاب | ثابِتِ بْنِ اَسْلَمِ بْنِ عَبْدُ الْوَهّاب، ابوالحسن (مق‍ ح 460ق/ 1068م)، فقیه و نحوشناس شیعی‌مذهب سوری. برخی سال درگذشت ثابت را حوالی سال 420ق/ 1028م نوشته‌اند (نک‍ : خوانساری، 2/ 164؛ بغدادی، 1/ 248). بعضی نیز نام پدر او را احمد گفته‌اند که ظاهراً تصحیف است (نک‍ : امین، 4/ 7، به نقل از منتجب‌الدین در فهرست)...
  • ثابت | ثابِت، اصطلاحی در کلام معتزله که بحثهای مختلفی را در فلسفه و کلام به همراه داشته، و در شکل‌گیری نظریات عرفانی مؤثر بوده است. در این مقاله این اصطلاح در 6 بخش بررسی می‌شود:
  • ترک | مجموعۀ اقوام و قبایلی کوچنده که در سدۀ 6م امپراتوری کوچندۀ بزرگی را در گسترۀ وسیعی از اراضی مغولستان و مرزهای شمالی چین تا حدود دریای سیاه پدید آوردند (بارتولد، V/ 576).
  • ترجمان | ابومحمد عبدالله بن عبدالله میورقی (ح 756-832ق/ 1355-1429م)، کشیش و متکلم مسیحی که اسلام آورد. نام او پیش از پذیرفتن اسلام «آنسلم تورمدا» بود (محفوظ، 225) و در میورقه واقع در جنوب اسپانیا در خانواده‌ای مسیحی زاده شد (GAL, II/ 322) و پدرش از شهرنشینان آنجا به حساب می‌آمد (ترجمان، 61-62). او را از 6 سالگی به کشی...
  • ترجمان البلاغه | نخستین کتاب بلاغی به زبان فارسی تألیف محمد بن عمر رادویانی (سدۀ 5ق/ 11م)، در زمینۀ برخی از صنایع مربوط به هنر شعر، اعم از صنایع بدیعی و بیانی.
  • ترجیع‎بند و ترکیب بند | قالبهای شعر فارسی با شمارۀ ابیات متنوع، شامل بندهای مستقل، با قافیه‎های جداگانه در هر بند، هم‎وزن و مرتبط با بیتی مقفا.
  • ترجمه تفسیر طبری | از کهن‌ترین آثار منثور زبان فارسی، برجای مانده از اوایل نیمۀ دوم سدۀ 4ق. این کتاب نخستین ترجمۀ قرآن به زبان فارسی است که در دوران سلطنت منصور بن نوح یا منصور اول سامانی (350-365ق/ 961-976م) و هم به دستور او، محتملاً در 352ق/ 963م از روی تفسیر محمد ابن جریر طبری به زبان فارسی نگارش یافته است. ابوجعفر محمد بن ج...
  • ترحیم، مجلس | مجلس سوگواری و آمرزش‌خواهی برای درگذشتگان که معمولاً در روز سوم، شب هفت، شب چله و شب سال برپا می‌شود و به آن مجلس فاتحه‌خوانی، ختم و تذکر هم می‌گویند.
  • ترسل |
  • ترشیز |
  • ترصیع |
  • ترخان | اصطلاح واژه‌ای ترکی برای لقبی ویژه و عنوانی اشرافی. این اصطلاح پیشینه‌ای کهن دارد و نخستین کاربرد کتبی آن با اندک تفاوتی در صورت آن در سنگ‌نبشته‌های ترکی بر جای مانده است.
  • ترجمه قرآن | کوششی برای بازگرداندن معانی قرآنی از اصل عربی به زبانهای مختلف که در طول تاریخ اسلام با جلوه‌های مختلف تفسیری، ادبی و هنری قرین شده است.
  • ترجمه | گردانیدن گفتار یا نوشتاری از زبانی به زبان دیگر؛ یا تحویل و تبدیل بیانی به بیان دیگر برای روشن‌تر کردن مفهوم سخن. در این مقاله سیر تاریخی ترجمۀ متون مکتوب، از آغاز ظهور فرهنگ اسلامی، به زبانهای قلمرو اسلام، و از این زبانها به زبانهای اقوام و سرزمین‌های دیگر بررسی شده است.
  • ترقی | عنوان دو نشریۀ فارسی زبان که در دو مقطع جدا از هم، در دوره‌های قاجار و پهلوی در تهران منتشر می‌شد:
  • ترصیع | در لغت به معنای آراستن، گوهر نشان کردن و زینت دادن (با زر یا گوهر) (نک‍ : ابن‌ منظور، ذیل رصع؛ لین، III/ 1093)، و در دانش بدیع به معنای همسانی در وزن و رَویّ میان یک یا چند لفظ از مصراع اولِ یک بیت یا بخش اول یک جمله با یک یا چند لفظ در مصراع یا بخش دوم جمله؛ مانند این عبارت از حریری (د 516ق/ 1222م): فَهُوَ ی...
  • ترک | رودخانه‌ای در شمال قفقاز. این رود با درازای حدود 600 کم‍ ، در شمال شرقی قفقاز در دو کشور جمهوری گرجستان و جمهوری فدرال روسیه جریان دارد و مساحت حوضۀ آبریز آن حدود 43 هزار کمـ2 است.
  • ترکان جوان | عنوانی که عموماً بر هر نهضت و جریان سیاسی ضداستبداد عثمانی در سدۀ 13ق/ 19م و به‌خصوص بر نهضت مخالفان سلطان عبدالحمید دوم در درون و برون قلمرو امپراتوری عثمانی اطلاق می‌شد. این جریان روشن‌فکرانه با شعار و هدف اصلاح ساختار اداری، دفاع از آزادی و برابری، و برچیده شدن استبداد، بیش از نیم قرن (1277-1337ق/ 1860-191...
  • ترکمان فراهی |
  • ترکان خاتون | ترکان یا درست‌تر ترکن (د ح 630ق/ 1233م)، نام یا لقب همسر سلطانْ تکش و مادر سلطان محمد خوارزمشاه. وی از سوی تاریخ‌نویسان به خردمندی، حسن تدبیر و بخشندگی و در عین حال، به سنگ‌دلی، خون‌ریزی، خودخواهی، قدرت جویی و خوش‌گذرانی مشهور و منسوب شده است. واژۀ ترکان، که در برخی نوشته‌ها به صورت تُرکان و یا تورگان ضبط شده...
  • ترکمانچای، عهدنامه | عهدنامه‌ای که پس از دورۀ دوم جنگهای ایران و روس، میان دو دولت در شعبان 1243/ فوریۀ 1828منعقدشد و به‌موجب‌آن بخشهای مهمی‌از قفقاز و آذربایجان از ایران جدا گردید.
  • ترکاشوند | نام یکی از ایلات شیعی مذهب ساکن در استان همدان، کرمانشاه و برخی از نواحی مجاور.
  • ترکستان | نام ایرانی سرزمینهایی در قارۀ آسیا. این نام پس از ورود ترکان به آسیای مرکزی پدید آمد و بعدها با آشفتگیهایی همراه شد. برخی از محققان چنین پنداشته‌اند که نام ترکستان را روسها به اراضی فرارود (ماوراءالنهر) داده‌اند. در «دائرة المعارف بزرگ شوروی» نیز آمده است که نام ترکستان در سدۀ 19 و اوایل سدۀ 20م به بخشهایی از...
  • ترکمنی | از زبانهای ترکی نو. زبان ترکمنی، براساس تقسیم‌بندی کامری (IV/ 188)، از شاخۀ ترکی جنوبی یا جنوب غربی(اُغوز) و هم‌خانواده با زبانهای ترکی آذری یا آذربایجانی (شامل خلجی و قشقایی)، تاتاریِ کریمه‌ای، سالار و ترکی عثمانی (شامل ترکی بالکان و گاگائوز) است (نیز نک‍ : ایرانیکا، I/ 910, III/ 245؛ کمبل، II/ 1697؛ تکین، I...
  • ترک و تجرید |
  • ترکمنستان | کشوری در جنوب غربی آسیای مرکزی. این کشور با 100،488 کمـ 2 وسعت و 000،833،4 تن جمعیت (1384ش/ 2005م) (ویکی‌پدیا)، از شمال غربی با قزاقستان، از شمال شرقی و شرق با ازبکستان و از جنوب با ایران و افغانستان هم مرز، و از جانب غرب به دریای مازندران محدود است (نک‍ : نقشه)، و از لحاظ تقسیمات کشوری به 6 استان به نامهای ع...
  • ترکه |
  • ترکی، ابوالحسن | ابوالحسن علی بن بَکْمَش بن عبدالله عِزّی معروف به فخر ترکی (ربیع‌الاول 563- شعبان 626/ دسامبر 1167- ژوئیۀ 1229)، ادیب و عالم نحوی. پدرش از وابستگان عزالملک وزیر سلطان برکیارق سلجوقی بود که پس از قتل او در واسط به بغداد رفت و در خدمت مجدالدین بن صاحب، استاددار خلیفه درآمد (ابن نجار،3/ 222؛ ابن فوطی، 4(3)/ 237؛...
  • ترکمن، قوم | گروه قومیِ بزرگ ترک‌زبان مسلمان که در سرزمینهای آسیای مرکزی، ایران، افغانستان، ترکیه، سوریه، عراق و چین پراکنده‌اند و امروزه جمعیت اصلی کشور جمهوری ترکمنستان را تشکیل می‌دهند.
  • ترکی | تخلص 3 شاعر:
  • ترکی، زبانها | خانواده‌ای از زبانها که مراکز اصلی رواج آنها شمال غرب چین، جنوب سیبری، جمهوریهای آسیای مرکزی، ایران، قفقاز، ترکیه و شبه‌جزیرۀ بالکان است. تنها یک زبان به نام یاکوت خارج از این مسیر و در شمال سیبری رواج دارد (کامری، 187). برخی از زبان‌شناسان، زبانهای ترکی را همراه با زبانهای مغولی و تونگوزی (یا تونگوزی ـ منچور...
  • ترکی، ادبیات | آثار ادبی شفاهی و مکتوب پدید آمده به لهجه‌های مختلف زبان ترکی در میان اقوام و ملل متکلم بدانها. بنابراین هر گاه از ادبیات ترکی سخن گفته می‌شود، نه آن ترکان خاص و واقعی، بلکه همۀ این اقوام و نیز تمام اقوامی که در طول تاریخ زبان آنان را پذیرا و ترکی‌گوی شدند، مانند مردم ماوراء‌النهر، آناتولی، آذربایجان و اران، ...
  • ترکی بن سعید |
  • ترکیب‌بند |
  • ترمذ | شهری کهن در کرانۀ آمودریا. این شهر در جنوبی‌ترین نقطۀ خاک ازبکستان در مجاورت مرز آن کشور با افغانستان، در کرانۀ راست آمودریا در محل تلاقی رودخانۀ سرخان با آن رود واقع است («دائرةالمعارف ازبکستان»، XI/ 63). ترمذ با 824‘ 143 تن جمعیت (1385ش/ 2006م) مرکز استان سرخان دریای ازبکستان است و از گرم‌ترین نقاط آن کشور ...
  • ترکی بن عبدالله |
  • ترکیه | کشوری در غرب آسیا و جنوب شرقی اروپا.
  • ترمذی، برهان‌الدین |
  • ترمسی | محمد محفوظ بن عبدالله جاوی(12 جمادی‌الاول 1285 ـ رجب 1338ق / 1 سپتامبر 1868 ـ آوریل 1920م)، فقیه، محدث، مُقری، عالم شافعی و یکی از ارکان اصلی «مدرسۀ» جاوه‌ایهای مکه.
  • ترمه | بافته‌ای فاخر پشمی نقش‌دار با بافت «کج راه» از گروه شالها که در کشمیر آن را «شال کانی» می‌خوانند ( لغت‌نامه...؛ ایمز، 13؛ لوی ـ استروس، 19).
  • ترمذی، میرمحمد | میرمحمدصالح حسینی اکبرآبادی (د 1060 یا 1061ق/ 1650 یا 1651م)، متخلص به کشفی و سبحانی، محدث، شاعر و خوش‌نویس ایرانی‌تبار و از عرفای سلسلۀ قادریۀ هند. نیاکان وی در زمان پادشاهی شاهرخ تیموری (779-850ق) به هند رفتند. او خود از معاصران شیخ بهایی (حر عاملی، 2/ 277؛ آقابزرگ، 22/ 334؛ قمی، 546؛ احمد، 239؛ افندی، 5/ 1...
  • ترمذی، ابوعیسى | ابوعیسى محمد بن عیسی بن سَوره (ح 210-279ق/ 825-892م)، از محدثان نامدار ماوراءالنهر. وی شهرت خود را بیشتر از کتاب الجامع الکبیر یا سنن گرفته است که یکی از صحاح سته به‌شمار می‌رود.
  • ترمذی |
  • ترنم | در لغت به‌معنی خواندن شعر با صوت یا آواز خوش، اما در اصطلاح موسیقی به مفهوم خواندن هجاهایی غالباً بی‌معنی است که با عنوان «الفاظ نقرات» در تصنیفهای کلاسیک‌ترکی و ایرانی در سده‌های 9 تا 12ق/ 15 تا 18م متداول بوده است.
  • ترنابازی | از بازیهای کهن ایرانی که تا چندی پیش در نقاط مختلف ایران رواج عمومی داشت و در فرهنگ و ادب فارسی به بازی «میر و وزیر» و «شاه و وزیر» شهرت یافته بود.
  • تزاحم | اصطلاحی فقهی و اصولی ناظر به تقابل دو حق یا حکم شرعی. ریشۀ زَحَمَ به معنای تراکم افراد یا اشیاء در مکانی خاص به‌نحوی که موجب ‌تنگی جا شود (خلیل بن احمد، 3/ 166)، در باب تفاعل در موارد ناسازگاری و درگیری دوسویه به‌کار می‌رود (نک‍ : ابن منظور، نیز تاج العروس، ذیل زحم). در اصطلاح اصول فقه به‌مواردی که دو حکم شرع...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: